تبلیغات
غم هایی برای گفتن - مطالب ابر وهابیت

جریان های فکری 2

سلام
ظاهرا نظر دوستان با ادامه این بحث مساعد بود. پس به یاری خدا شروع می کنیم. خوشحال میشم همه بچه ها و دوستان تو بحث شرکت کنن و هر کس هر مطلبی داره بگه تا بقیه استفاده کنن.
مطالبی که من میگم یه مقداری اش از جستجو و مطالعه خودمه ولی شاکله اصلی بحث و اساس مطالعاتم مباحثی هست که با استاد عزیزم پدر بزرگوارم داشته ام.

وهابیت
تاریخچه
موسس این مذهب محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان می باشد. او در سال 1115 قمری در عیینه که یکی از شهرهای نجد می باشد به دنیا آمد. او به خاطر افکار تند و افراطی که داشت از شهر خودش اخراج شد و به شهر دیگری از شهرهای نجد به اسم درعیه رفت.
در سال 1157 دعوت خودش رو شروع کرد و یک سال بعد یعنی در سال 1158 با محمد بن سعود که حاکم درعیه بود پیمان بست که رهبری دینی به دست محمد بن عبدالوهاب باشد و رهبری سیاسی به دست محمد بن سعود به شرط اینکه محمد بن سعود از افکار و عقاید او دفاع کند. و در حقیقت اینجا آغاز شکل گیری این مذهب محسوب می شود. او در سال 1206 قمری بعد از 91 سال عمر درگذشت و مذهب او به نام پدرش به وهابیت مشهور گشت.

محورهای اساسی تعالیم وهابیت
اساسی ترین تعالیم وهابیت رو می توان در چهار چیز دانست.

1. مبارزه با شرک و بازگشت به اسلام سلف ( صحابه و تابعین)
محمد بن عبدالوهاب معتقد بود عقاید مسلمانان به شرک و خرافات آلوده شده بنابراین یکی از اصلی ترین شعارهای خود را مبارزه با شرک و بازگشت به اسلام اصیل قرار داد. اسلام اصیل از دید او همان اسلام صحابه و تابعین است.
او رساله ای با نام التوحید و رساله دیگری با نام کشف الشبهات نوشت و برای توحید و شرک ملاکاتی ذکر کرده است که بر اساس آنها تنها وهابیون موحد محسوب می شوند و بقیه مسلمانان همه مشرک می باشند.
او هر گونه توسل به انبیای و اولیای الهی را شرک می داند و زبارت قبور آنان را نیز از مظاهر شرک می شمارد.

2. مبارزه با هرگونه نو آوری تحت عنوان بدعت
محمد بن عبدالوهاب چون اسلام اصیل را محصور در دوران صحابه و تابعین می داند هر گونه نو آوری را به عنوان بدعت محکوم می کند. و هر پدیده ای که بعد از دوران تابعین به وجود آمده باشد به این عنوان که در اسلام اصیل وجود نداشته است بدعت می داند.
از دید او نه تنها مظاهر تمدن جدید و پیشرفت بشری بدعت هستند بلکه حتی علومی مانند منطق و فلسفه که در صدر اسلام سابقه ندارند نیز بدعت و حرام می باشند.

3. خلافت دینی - عربی
محمد بن عبدالوهاب معتقد به خلافت بود ولی خلافتی که به دست عرب ها باشد لذا به شدت با خلافت عثمانی ها مخالفت می کرد که در این میان نقش انگلیس بسیار پر رنگ است و بعد به آن اشاره خواهیم کرد.

4. مخالفت با تشیع
اگر چه اختلاف شیعه و سنی به زمان حیات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله باز می گردد و در طول زمان همیشه وجود داشته است اما چون شیعیان برای پیامبر و اهل بیت ایشان علیهم السلام احترام زیادی قائلند و به زیارت قبور آنها می روند نوک پیکان حمله وهابیت همیشه متوجه شیعیان بوده است و بیش از دیگر فرق مسلمان متهم به شرک می شوند.

خوب فکر می کنم تا اینجا فعلا کافیه. دنباله بحث رو با بحث در مورد ریشه های فکری وهابیت ادامه خواهیم داد. منتظر نظرات دوستان هستم.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 شهریور 1389    | توسط: رضا    |    | ()

غده سرطانی!

سلام
امروز میخوام در مورد یک غده سرطانی صحبت کنم. اشتباه نکنید منظورم اسرائیل نیست. درسته که اسرائیل غده سرطانی است ولی خوب به لطف خدا و ابتکار حضرت امام خمینی این غده سرطانی برای غالب مسلمانان شناخته شده است و باز هم به لطف خدا و ابتکار حضرت امام و برکت انقلاب اسلامی در حال ریشه کن شدن است.
از طرف دیگه اسرائیل برای مسلمانان و حتی غیر مسلمانان چهره ای منفور دارد و برای معمول مردم جاذبه ای ندارد که جذب آن شوند.
غده سرطانی که من در مورد اون می خوام صحبت کنم غده ای است که مدتی است در پیکر اسلام شکل گرفته و متاسفانه در حال رشد و بزرگ شدن است اما نمی دانم چرا اون طور که باید در مقابلش تدبیری اتخاد نشده.
اگه یه کم تو همین حوادث چند روز اخیر سر بگردونید متوجه منظور من میشید.
روز قدس هفتاد نفر در پاکستان کشته شدن.
روز قدس دولت آذربایجان سی نفر از راهپیمایان رو دستگیر کرد.
در عزاداری حضرت امیر المومنین علیه السلام در پاکستان سی نفر شهید شدند.
و ...
بله منظور من وهابیت هست
این غده سرطانی که متاسفانه شروع به رشد کرده با تکیه بر پول های نفتی عربستان و بعضی کشورهای دیگه مثل اردن به سرعت در حال گسترش هست. اگه یه زمانی فقط در بخشی از عربستان بود الان علاوه بر اردن، سودان، افغانستان، پاکستان، چچن، آذربایجان، قطر، امارات متحده عربی، عراق و حتی ایران از دست این غده در رنج و عذابند.
چه خون های ناحقی که به زمین ریخته شده و چه چهره ای که از اسلام نمایانده شده.
بر خلاف اسرائیل،‌ وهابیت متاسفانه در بین خیلی از مسلمانان و حتی غیر مسلمانان مذموم نیست چون شناخته شده نیست و لذا خطرش از اسرائیل هم بیشتر شده.
چرا هشداری داده نمیشه؟
چرا به صورت جدی با این غده مقابله نمیشه؟
چرا به سادگی داریم از کنارش عبور میکنیم؟
چرا دولت ما و حتی بالاتر از دولت ما هیچ عکس العملی به این غده سرطانی نشون نمیدن؟
اقدامات خصمانه وهابیت بر ضد ما و دین ما و کشور ما کم نبوده و نیست و در راس همه آنها عربستان مظهر این فرقه ضاله است ولی چرا ما حتی به عربستان نمیگیم بالا چشمش ابرو هست؟
وهابیت از نظر مبانی فکری و اعتقادی بسیار ضعیف تر و سست تر از اونی هست که بخواد کسی رو جذب کنه. اگر هم در حال پیشرفت هست به چند دلیله
یکی پول
دوم  زور و کشتار و ارعاب و وحشت
سوم شبهه پراکنی و عدم قدرت پاسخ از طرف کسانی که آلوده به این شبهات میشن و کم کاری از طرف کسانی که باید پاسخگو به این شبهات باشن
باور کنید خطر این غده سرطانی کمتر از اسرائیل نیست ولی چرا ما خودمون رو زدیم به خواب در حیرتم.

نوشته شده در تاریخ شنبه 13 شهریور 1389    | توسط: رضا    |    | ()

تبعیض؟

سلام.
خبر مصاحبه مولوی عبدالحمید با رادیو فردا بهانه ای شد برای این نوشتار.
او در این مصاحبه تلویحا به وجود تبعیض در بین اهل سنت و شیعیان اشاره کرده است.
قبلا هم در سایت بیانچه دیده بودم که بعضی اشاراتی به این مساله می کنند.
بنده به عنوان کسی که چندین سال است در این باره تحقیق کرده ام با رد قاطع این مساله ادعای عکس آن را مطرح می کنم.
قبل از وارد شدن به اصل مساله باید چند نکته را بیان کنم:
1. مساله وحدت.
عده ای تا زبان انتقاد از اهل سنت گشوده می شود فوری این مساله را پیش می کشند و حتی بالاتر گاهی دیدگاه های سخیف خود را به رهبر معظم انقلاب نسبت می دهند.
نکته روشن این است که وحدت کاملا امری سیاسی است. یعنی یک مساله عقلی که در مقابل دشمن مشترک که اساس اسلام را نشانه رفته است یکی بودن لازم است. و این به هیچ عنوان به معنای تایید یا موافقت در اصول و اعتقادات نیست. و همین طور دلیل نمی شود که به این بهانه زبان انتقاد را ببندیم یا به هجمه ها و حمله هایی که ناجوانمردانه بر ضد ما می شود واکنش نشان ندهیم و یا از اصول اعتقادی خود و یا فروع مذهب خود دفاع نکنیم یا آنها را ترویج نکنیم.
متاسفانه در سالهای اخیر عده ای با تمسک به این مساله نه تنها از ما می خواهند در مقابل هجمه ها هیچ عکس العملی نشان ندهیم بلکه حتی تبلیغ و ترویج اصول و فروع را نیز مردود می شمارند.
2. مساله وهابیت
حساب اهل سنت از وهابیت جدا ست. اگر چه وهابیت برآمده از دل اهل سنت است و آموزه های آن وام گرفته از آموزه های آنان است اما وهابیت مذهبی است استعماری که استعمارگران بزرگ مانند انگلیس آن را از دل آموزه های اهل سنت ساخته و پرداخته اند.
وهابیت که تمام فرق غیر از خود را کافر می داند مذهبی است کاملا در خدمت مطامع استعمار.
کسی که معتقد به آیین و آموزه های وهابیت باشد بی شک کافر و ناصبی است.
متاسفانه وهابیت با تکیه بر اموال باد آورده عرب های سعودی و کمک های سیاسی و اطلاعاتی آمریکا و انگلیس در حال گسترش حیطه نفوذ خود است. علاوه بر عربستان که مهد این مذهب است اکنون افغانستان، پاکستان، آذربایجان، اردن، امارات متحد عربی، قطر و  تاجیکستان مبتلا به این بلای خانمان سوز شده اند.
و متاسفانه در ایران نیز به خاطر بی توجهی مسئولان اگر نگوییم در بعضی مواقع کارشکنی و کمک آنها - مانند کمک های مالی بی سابقه  در دولت خاتمی به اهل سنت و حامیان وهابیت در سیستان و بلوچستان - در حال رشد سریع هستند.
و در سیستان و بلوچستان، هرمزگان و کرمان مانند قارچ سمی در حال گسترش می باشند.
و از آنجا که وهابیت حرفی برای گفتن ندارد تنها راه گسترش خود را به خرج کردن پول های نفت عربستان می بیند و عمده دلیل گسترش آن در ایران نیز همین مساله است.
با این دو مقدمه به اصل مطلب می پردازم:
اهل سنت در ایران زندگی بدی نداشته و ندارند. و به هیچ عنوان در تبعیض نبوده اند. سیاست اشتباه دولت های هاشمی و خاتمی در فرزند کمتر و اینکه فرزند سوم از تمام خدمات اجتماعی و اقتصادی و یارانه محرو م بود سیاستی بود که متاسفانه فقط شامل حال شیعیان شد و باعث تغییر ترکیب جمعیتی سیستان و بلوچستان گردید. در چهار سال پیش 1500 خانواده بالای 40 نفر سنی مذهب در سیستان و بلوچستان وجود داشت!
در دیداری که حدودا دو سال پیش یکی از مسئولین با برخی طوایف شیعه سیستان و بلوچستان داشت روسای قبایل شیعه گفته بودند که ما انقلاب کردیم و از این انقلاب حمایت کردیم برای اینکه وضعمان از قبل بهتر باشد ولی بهتر که نشد هیچ بدتر هم شده است.
هر روز از ما می کشند. در برگزاری مراسمات مذهبی خود آزاد نیستیم. نه زیارت عاشورایی داریم و نه دعای توسلی.
نه مساجد ما در امان هستند و نه خانه های ما.
شما از ما حمایت که نمی کنید لا اقل دست ما را نیز نبندید . شما که دست اهل سنت را در هر کاری باز گذاشته اید دست ما را نیز باز بگذارید ما خود می توانیم گلیم خودمان را از آب بیرون بکشیم.
من خودم خانه ای را زاهدان دیدم که چندی پیش از آن در خانه شیعه را به جرم شیعه بودن بستنه بودند و خانه را با تمام اهالی داخل آن به آتش کشیده بودند.
همین مولوی عبد الحمید که از حمایت کنندگان فتنه سبز پارسال بود بیش از 5000 نفر مبلغ وهابی را به طور قاچاق وارد کشور کرده تا به تبلیغ وهابیت بپردازند.
اکنون آنها در سیستان و بلوچستان بیش از 20 هزار طلبه مرد و 7000 طلبه زن دارند ولی تعدا طلبه های ما در آنجا یک صدم آن هم نیست.
اهل سنت در ایران بسیار بیشتر از شیعیان حق دارند و از حقوق خود هم استفاده می کنند.
در دیداری که برخی از روسای قبایل سنی نشین با وهابی های پاکستان داشته اند وهابی های پاکستان گفته بودند ما برای اینکه از هند مستقل شدیم سه کار کردیم یکی بالابردن قدرت اقتصادی خودمان و اینکه توانستیم بر گلوگاه های اقتصادی کشور مسلط شویم. دوم اینکه سطح دانش و سواد خودمان را بالا بردیم و در دستگاه های آموزشی نفوذ کردیم و سوم اینکه جمعیت خودمان را افزایش دادیم شما هم باید این کار را بکنید.
و لذا اهل سنت الان بسیار در این زمینه فعال شده اند. علاوه بر به دست گرفتن قدرت اقتصادی در بسیاری مناطق، متاسفانه در دستگاه های آموزشی ما نیز نفوذ کرده اند که علاوه بر داشتن تعداد زیادی دانشجو خصوصا در تهران حتی در آموزش و پرورش هم نفوذ کرده اند و تعداد زیادی معلم سنی داریم که حتی در برخی مناطق معلم بچه شیعه ها هستند.
و تعدادشان هم که در حال افزایش است.
خودشان پیش بینی کرده اند با این وضعیت در 50 سال آینده موفق به تغییر ترکیب جمعیتی ایران می شوند و حکومت اسلامی را سرنگون خواهند کرد.
حال سوال اینجا ست که تبعیض کجاست؟
و چرا مسئولان و متولیان امر سرشان را زیر برف کرده اند و به بهانه های واهی از جمله وحدت از کنار این مسائل به راحتی می گذرند؟
آیا تغییر بافت جمعیت در سیستان و بلوچستان و به دست گرفتن قدرت سیاسی در آن منطقه زنگ خطری برای بقیه مناطق نیست؟

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 تیر 1389    | توسط: رضا    |    | ()