تبلیغات
غم هایی برای گفتن - مطالب ابر سید حسن مصطفوی

دو تا مطلب هم خنده دار هم تاسف آور

سلام
این دفعه دو  تا مطلب مینویسم یکی خنده دار و یکی تاسف آور

اول که خنده داره
حامیان رسانه ای منافقین در اروپا و جهان اعلام کردند تماشاگرن جام جهانی با سر کردن کلاه سبز و استفاده از بوق های سبز رنگ، با "کروبی" و "موسوی" اعلام همبستگی کردند و این در حالی است که بوق ها و کلاه های سبز تماشاگران آفریقای جنوبی به دلیل ساختار سبز رنگ  پرچم این کشور یک پدیده عمومی است.

البته خبرنگار قطری هم خوب تیکه ای بهشون پرونده که: " اگر این توان برای مخالفان جمهوری اسلامی ایران وجود داشت، آنها پوشیدن لباس سبز تیم اسلوونی را نیز دلیل دیگری برای همبستگی جهانی با این جریان  میدانست."

اما دوم مطلب تاسف آور
تو خبرها خوندم کدیور به سید حسن مصطفوی نوشته که بیاد اصل ریشه ولایت فقیه رو بزنه و به جلبک ها کمک فکری بکنه.
چقدر آدم باید افسوس بخوره که کار کسی به اینجا بکشه. بفرما سید حسن مصطفوی!
بعد هم یه عده بی بصیرت بیان بگن ما محکوم میکنیم. چی رو محکوم میکنید؟ مردم رو؟
ولی خوب  باید بگم شما که هیچی، خیلی خیلی گنده تر از شما هم این غلط رو نمیتونن بکنن که بخوان ریشه ولایت فقیه رو بزنن مگه خوابش رو ببینید که این نظام ولایی سقوط کنه و بیافته دست شما.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 خرداد 1389    | توسط: رضا    |    | ()

بصیرت درّی نایاب

آی خدا! قربونت برم.
دیگه دارم خفه میشم
چقدر اسلام مظلومه خدا!
می بینی کیا داعیه دفاع از دین تو رو دارن؟ یه زمان یکی مثل امام حسین علیه السلام داعیه دفاع از دین داشت یه زمانی امام راحل ما داعیه دفاع از دین داشت.
الان چی خدا؟
بعضی ها که جلوتر از دماغشون رو نمیبنن شدن مدافع دین بعد میان یه حرفایی میزنن که آبروی مرجعیت و شیعه و اسلام رو میبرن.
آخه قربونت برن هر چی جلبک سبزه لااقل قبل از اینکه این طور صحبت کنی فیلم رو میدیدی بدونی همه حرم امام داشتن علیه سید حسن مصطفوی شعار میدادن.
خدا حفظش کنه آیت الله مصباح یزدی رو یه بار نقل میکرد می گفت بعضی ها که داعیه حکمت و فلسفه و تفسیر و ... دارن خودشون برای من گفتن که من اگه برم تا سر کوچه سیب زمینی هم بخرم کلاه سرم میذارن چون خبر ندارم بعد میفرمودند خوب شما با این اوضاع چطوری به خودت اجازه میدی تو سیاست دخالت میکنی؟
منظور ایشون هم همین بنده خدا بود.
این هیچی اون یکی که خودش یه زمانی از فقهای شورای نگهبان بوده آخه ما با کی وحدت کنیم؟ ما با کی بشینیم سر یه سفره؟
مطمئنید شما به امام حسین علیه السلام پیشنهاد سازش با یزید رو نمی دادید؟ من که مطمئن نیستم.
خدایا خودت هر جور صلاح میدونی اوضاع رو پیش ببر.
تو روایات داریم که آخر الزمان که میشه از اسلام فقط یه پوست میمونه همین بساطه.
خدایا به همه بصیرت عنایت کن.
آمین

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 خرداد 1389    | توسط: رضا    |    | ()

دیدار سید حسن مصطفوی با ناصر حجازی

سلام
بازم یکی دیگه از اون دردهایی که آدم رو خفه میکنه.
تو خبرها دیدم سید حسن مصطفوی رفته دیدار ناصر حجازی دروازه بان اسبق تیم ملی و از اون که مریض بوده عیادت کرده و گفته : "من به شما از قدیم و از خیلی سال پیش ارادت داشتم. از این حادثه هم واقعا ناراحتم."
من به اصل این عیادت کاری ندارم چرا که عیادت از بیمار یکی از مستحبات بسیار سفارش شده است و صد البته این کار زشت نیست که بخوام نسبت به اون انتقادی داشته باشم.
مشکل اینجاست که جناب مصطفوی شما در این همه سال چند بار به عیادت جانبازان ما رفتی؟ کسانی که رفتن و جون خودشون رو در کف دست گرفتن و جنگیدن برای اینکه امثال شما آقازاده ها سالم بمونید.
نه خداییش چند بار رفتی عیادت اون جانبازی که وقتی رفت جنگ و جانباز شد 16 سالش بود الان شده 45 سالش همش رو تخت بیمارستان بوده؟
چند بار رفتی آسایشگاه معلولینی که همین جانبازها توش نگه داری میشن؟
چند بار رفتی آسایشگاه روانی که کلی جانباز توش نگه داری میشن؟
چند بار احساس ارادت خودت نسبت به شهدا و جانبازان رو به زبون آوردی؟
اگه اینا نبودن تو الان کجا بودی؟
اگه اینا نبودن تو الان میتونستی به راحتی بری بشینی با سران فتنه شام عروسی بخوری؟
این امنیت، این راحتی، اینا رو مدیون کی هستی؟
چرا؟
چقدر حرمت برای خون شهدا و برای این جانبازان قائلی؟
البته ظاهرا هیچی چرا که نه فقط خون شهدا و زحمت جانبازان رو پایمال میکنی که حتی زحمات پدر بزرگ خودت رو هم داری از بین میبری و در راه نابودی اونا قدم برمیداری.
افسوس

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 خرداد 1389    | توسط: رضا    |    | ()

آدم دردش رو به کی بگه؟

سلام
بعضی چیزا مثل استخوان تو گلو هستن نه میشه قورتش داد بره پایین و نه میشه درش آورد انداخت بیرون.
اینم شده قضیه این موضع گیریهای اخیر
بنده خدا از وقتی پاشو تو عرصه وجود گذاشته تا حالا حتی یه موضع هم نگرفته. - غیر یکی دو بار که به احمدی نژاد بیچاره گیر داده -  انقلاب پیروز شد هیچی نگفت، صدام به ایران حمله کرد هیچی نگفت، هشت سال جنگی شد لام تا کام حرف نزد، منافقین این همه از این مملکت و مردم کشتن حرفی نزد، قضیه مهدی هاشمی و منتظری پیش اومد امام براش مهم نبود، امام از دنیا رفت یه مراسم ختم هم نگرفت که هیچ، پیام هم نداد، افغانستان اشغال شد خبری نشد، عراق را گرفتن هیچ اتفاقی نیافتاد، این همه شیعه تو عراق کشته شدن باز هم سکوت، ریگی این همه از مردم بیچاره رو کشت اونم بیشترشون رو به جرم شیعه بودن باز هم صدایی نیومد، لبنان جنگ شد انگار نه انگار، غزه جنگ شد ما که چیزی نشنیدیم، فتنه 88 شد دریغ از یه حمایت از نظام و رهبری، عکس امام رو پاره کردن، امام کیلویی چند؟، روز عاشورا به امام حسین علیه السلام بی احترامی شد و رقصیدن و کف زدن و سوت کشیدن باز هم همون رویه سابق؛ نمیدونم چی شد یهو امام مهم شد؟ اونم چطوری؟ چند میلیون نفر آدم عاشق سینه چاک امام که از همه جای ایران پاشدن اومدن تهران بهشت زهرا سلام الله علیها  فقط به عشق  امام و رهبری، این همه آدم به راه اشتباه سید حسن مصطفوی - کسی که جز در  نسبت با امام هیچ شباهتی با امام ندارد و بویی از امام خمینی نبرده و تا قبل از این هم برای امثال این بنده خدا تره هم خرد نمیکرده - اعتراض کردن؛ این شد توهین به امام و آقا موضع گرفتن. بابا تو که این همه اتفاق افتاد هیچی نگفتی خوب اینم روش. لا اقل میتونستیم به خودمون بگیم عادتش اینه که تو هیچ مساله ای از این مسائل دخالت نکنه ولی الان چی بگیم؟
آخه آدم این دردش رو به کی بگه؟
این بغض فرو خورده رو کجا وا کنه؟

نوشته شده در تاریخ شنبه 22 خرداد 1389    | توسط: رضا    |    | ()