تبلیغات
غم هایی برای گفتن - بیست و یک سال استخوان در گلو

صفحه اصلی

ایمیل مدیریت ارتباط با ما فید خوان پشتیبانی

یا اَبَاالقاسِم یا رَسوُلَ اللّهِ یا اِمامَ الرَّحمَةِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه

           غم هایی برای گفتن

              

 

 

 

 

 

 

منوی اصلی


 تاریخ امروز :
 

آرشیو مطالب
  • شهریور 1391

  • مرداد 1391

  • خرداد 1391

  • اردیبهشت 1391

  • مهر 1390

  • شهریور 1390

  • مرداد 1390

  • تیر 1390

  • خرداد 1390

  • مهر 1389

  • شهریور 1389

  • مرداد 1389

  • همه آرشیوها

  • بیست و یک سال استخوان در گلو

    نویسنده : رضا

    ()


    سلام
    این متن خوب رو دوست خوبم علیرضا کیانی در سایت بیانچه کار کرده. واقعا قشنگه و اشک آدم رو درمیاره.
    بیست و یک سال استخوان در گلو

    درآمدی به بوی خون: اشک باید گدایی چشم را کند… باران است برای خیس کردن خاک بی عاطفه دنیا/ قلمم جنسش از نی نیزار نیست… قلمم را ساخته ام از نی رگهای غیرت… رگهایی که بازوی عباس بود… و در گلوی اصغر… قلمم بوی خون کربلا می دهد وقتی می نویسم خامنه ای/ اگر کل یوم عاشورا است … خامنه ای بیست و یک سال است حسین است… اگر کل ارض کربلا است … ایران ما کربلاست… کربلای علی… کربلای علی اکبر و علی اوسط و علی اصغر … کربلای علی های مظلوم تاریخ… و من شرمم می آید بگویم علی لاریجانی… همانطور که شرمم می آید بگویم میرحسین موسوی… من از این به بعد میر حسین را می نویسم میرتوهم … موسوی اش را می نویسم سامری… من علی لاریجانی را دعوت می کنم … رییس لاپوشانی نشود… اشتباه کردم گفتم ۲۱ سال نه سی و یک سال است خامنه ای آه می کشد… سی و یک سال است که خامنه ای سجده هایش بوی خون راس حسین می دهد… من از تلاقی خاک مهر کربلا با پیشانی حسین زمان دلخونم… من از خاک کربلا جز بوی خون نمی شنوم… خون غیرت… خون دل و خون بصر… نیزه ها همه در سینه فرو نمی روند… برخی نور چشم ما را هدف گرفته اند … من نمی گویم فائزه هاشمی هند جگر خوار است… اما خامنه ای حمزه رسول الله است… من نمی گویم فلانی معاویه است … اما والله تاریخ هم شهادت می دهد خامنه ای حیدر زمان است… خامنه ای صفین و جمل و نهروان را می بیند … ما هم نمرده ایم … من نمی گویم ابن ملجم در مجلس شورای اسلامی است… ولی ابن ملجم هم کیف انگلیسی گرفت برای کشتن علی … من نمی گویم عمر سعد در مجلس ماست … ولی مدرک دانشگاه آ زاد را می دانم همان ملک ری است…

    روضه نوشت: ستون این نوشته احساسی است از جنس فولاد… احساسی از جنس ذوالفقار… ما مقدس تر از آنیم که شمشیرمان را به خون سبز بیالاییم… عمروعاص ها این روزها برای زنده ماندن از تیغ علی برهنه می شوند… ما زیانهایمان سرخ است و سرهایمان سبز نیست… ما سرهایمان آتشین است… فکر ما فکر تفتیده صحرای کربلاست… خون جاری در رگهای جگر ما بذل مهجه ای است برای خامنه ای… ما با همین دلنوشت ها … سازمان سیا را می شوریم… شورای امنیت علیه همین دلنوشت های ما قطع نامه صادر می کند… حقوق بشر دروغین از همین دلنوشتهای ما می ترسد… همین دلنوشت های ماست که مهدی هاشمی را لندن گیر کرده است… هاشمی سرش پایین بود روز ۱۴ خرداد به خاطر برق شمشیر همین دلنوشت های ما… هاشمی را با ما کاری نیست… قلمم می گوید قضاوتی نکنم که دل مولایم به درد بیاید… من ابن الهاشمی ها و بنت الهاشمی ها را کار دارم … و اصل هما ن”ها” است… من با نون اشرافیت مشکل دارم… دل آقای من از عدالت ذبح شده توسط این آقا زاده ها گرفته است…

    خامنه ای اینقدر تنهاست که وقتی شما بسیجیان را می بیند گل رویش می شکفد و امید می گیرد… من بارها رنج آقا را در دیدار با برخی مسئولین دیده ام… من قلب گرفته آقا از برخی تظاهرها و خیانت های پشت چهره دوست را دیده ام… یکسال است شب ها خوابم نمی برد از درد نوای غم انگیز نماز شب آقا… من آمده ام روضه آقا را بخوانم … گریه کن این مطلب زیاد نیست … اشک برای خامنه ای لیاقت می خواهد… ستون خیمه انقلاب خامنه ای است… چه کنیم برخی ساکنان خیمه انقلاب دست به آتش برده اند برای سوزاندن… چه کنیم که برخی را می بینیم که خنجر برداشته اند به سینه آقا می زنند … می خواهم واقعیتی را برایتان بگویم که جگرتان آتش می گیرد… می خواهم طناب دار را امشب به گردن قلمم بیاویزم…  خوش به حالم که خونم ریخته می شود در راه انقلاب… در راه رسوا کردن دشمنان خامنه ای … می خواهم بگویم چه کسی بود که عبای آن نماینده مجلس خبرگان را می کشید که آقا برای رهبری رای نیاورد… خودش که رای نداد … عبای نفر جلویی هم می کشید که رای ندهد به آقای نازنینمان… بله… پدر معنوی اصلاحات … آقای موسوی خوئینی ها… من عمروعاص را بیشتر از تو قبول دارم خوئینی ها … خونی که تو از جگر آقا میمکی جز خون آشامان را یاد آوری نمی کند… پدر معنوی اصلاحات که این باشد… اصلاحات چه معنایی پیدا می کند…

    والله ۸ سال خاتمی غصه ها کم نبود… ۸ سال هاشمی غصه ها کم نبود…۲۱ سال است غصه خوردن کار شب و روز آقاست… مردی که خواب آرام ندارد… آقا… من اگر فدای تو باشم … فدای علی زمان هستم… اهل غلو نیستم چه کنم سنت های خدا جاری است در زمان… تاریخ تکرار می شود آقا… روضه ای که من برای شما می خوانم روضه خداست… روضه قلب گرفته خدا از دست نامردمانی که پشت سرت نماز می گذارند و تیغ در نیام دارند… ما دیوارهای خود را با دیگران برداشته ایم و وحدت کرده ایم… اما آبمان با منافقین و ابن ملجم ها در یک جوب نمی رود… دایره نظام ما جای جعده ها و هندهای جگر خوار نیست… دایره نظام جای تبار اشرافیت بنی امیه نیست… من نمی گویم خاندان فلانی خاندان بنی امیه است… خاندان فلانی گاهاً دست بنی امیه را هم بسته است… اما من این اجازه را به خود نمی دهم بگویم… میمون بازها امروز در لندن میمون بازی می کنند و خوششان می آید چوب خیزران بخورد به دندان حسین… من غلط بکنم آقا بگویم اینجا ما باید خانه عثمان را هم نگهبانی کنیم تا پیراهنش برایمان دردسر نشود… برادران اهل سنت من خوب می دانند علی زمان مظلوم است… آنها هم امروز دیگر گول سقیفه ها را نمی خورند…

    ما پابرهنه ها عاشق رهبری هستیم که نان خشک بم را می خورد و دل می سوزاند برای بی خانمان های عزیز بم… رهبر من به جای شلمچه و فتح المبین نمی رود جزیره کیش … من نیمی گویم آنها که در ایام مهمانی شهدا رفتند کیش… اشراف و اهل سلطه داخل اند… نه اینها آبرویی برای رفتن به جبهه ها ندارند… اینها جام زهر را به امام ندادند.. اینها جام زهر را ریختند در کام ۳۰۰ هزار گل پرپر شده… مادر شهدا بوی تلخ کام شهیدان را خوب می شنوند… گلاب های ریخته شده روی قبر شهدا از آبرو داری مادران شهدا برای آقای جام زهر است… والله پلارک جام زهر را سر کشیده است و رنجش زیاداست… دمتان گرم شهدا که آبروداری می کنید… شما نبودید.. پدرانتان نبود… مادرانتان نبودند… الآن آقای جام زهر معلوم نبود حال و روزش چه باشد…

    آقای کوچک اوف/ جناب نماینده مجلس… تو رفتی جنگ جانباز شدی … بعد هم جام زهر را خوردی …آبرو داری هم کردی … اینها از آبروداری تو خسته شده اند که به تو گفته اند خفه شو… والله شهید مطهری امشب عزا دارد در برزخ… چرا که فرزند صالح گلی از گلهای بهشت است… این ها نشسته اند زیر نام خانوادگی بهشتی و مطهری … آبروی بابا ها را ببرند… ننگ بر چنین ذلتی که تیشه نسل انقلاب را فرزندان مجاهدان انقلاب به دست گرفته اند… یک روز سران انقلاب پدران این آقایان بودند … امروز این کودکان ناخلف برای شهرت به اسم سران فتنه لحظه شماری می کنند… کاش ما برای مظلومیت آقا صدها بار بمیریم و نبینیم این دوستان زورکی اینچنین خون به دل رهبر ما می کنند… ما آغوشمان را برای جذب حداکثری باز کرده ایم… اما آماده باش فتنه جدید را هم زده ایم… مظلومیت مقتدرانه خامنه ای در ۲۱ سال اخیر علی گونه بوده است… خداوند عنایتی که به عمار داشت را به نوری همدانی عطا کرده است… این روزها شریح های قاضی هم ادعای عماری می کنند… ما نمی گذاریم اقتدار آقای مظلوممان شکسته شود… ما اشکهایمان را جمع کرده ایم برای غسل شهادت… ما سربند قلمهایمان لبیک یا خامنه ای است… جوهر قلمهایمان خون دل… ما قلمهایمان را فرو می کنیم در چشم استکبار … هزاران هزاران قلم ما فدای یک تار موی خامنه ای ولی امر مسلمین جهان… مظلوم ترین فرد در ملت انقلاب اسلامی ایران…

    *تقدیم به رسایی/ کوچک زاده/ دانشجوهای باغیرت و نمایندگان دلسوز و مردمی


    کلمات کلیدی : بیانچه , دانشگاه آزاد , رهبری ,
     

    پنجشنبه 3 تیر 1389-05:37 ب.ظ

     


    مطالب گذشته
  • ریخت و پاش بیت المال به بهانه تقدیر از مدال آوران المپیک

  • خبرگزاری فارس و ترویج سکولاریسم

  • می رسد ...

  • دل تنگم / فاضل نظری

  • دو شعر برای خواهرم مریم

  • در آیینه اشک .: فریدون مشیری :.

  • راهی نو

  • احمدی نژاد و انکار تقسیم بندی شیعه و سنی

  • جنگ فرهنگی

  • بستنی روکش طلا!

  • عید فطر مبارک

  • از جشن آب بازی تا ویژه نامه خاتون

  • فرهنگ!!!

  • به بهانه برنامه های این روزهای سیما

  • دلمان برای "احمدی‏ نژاد سوم تیر " تنگ شده است


  • لیست آخرین پستها




    پروفایل مدیر
    رضا


    اطلاعات
    آمار مطالب
    کل مطالب :
    کل نویسندگان :
    آمار بازدید
    بازدید امروز :
    باردید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :
    بازدید کلی :

    بروزرسانی


    نویسندگان

      رضا


    پیوندهای روزانه
    بچه های قلم

    همه پیوندهای روزانه

    ارسال پیوند روزانه


    لینک دوستان

    قالب مذهبی وبلاگ

    صالحون

    بلاغ المبین
    روایتگران نور

    همه پیوندها


    برچسب ها

    جریان های فکری بلاگفا سید حسن مصطفوی عربستان آزادی بیان دانشگاه آزاد مراجع حجاب جریان های فکری جهان اسلام وهابیت


    سازنده قالب

     

    POWERED BY SALEHON.IR

    تمامی حقوق مطالب و محتوا برای وبلاگ غم هایی برای گفتن - بیست و یک سال استخوان در گلو محفوظ میباشد ||ساخت قالب salehon.ir