تبلیغات
غم هایی برای گفتن - دو اتفاق دردآور

صفحه اصلی

ایمیل مدیریت ارتباط با ما فید خوان پشتیبانی

یا اَبَاالقاسِم یا رَسوُلَ اللّهِ یا اِمامَ الرَّحمَةِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه

           غم هایی برای گفتن

              

 

 

 

 

 

 

منوی اصلی


 تاریخ امروز :
 

آرشیو مطالب
  • شهریور 1391

  • مرداد 1391

  • خرداد 1391

  • اردیبهشت 1391

  • مهر 1390

  • شهریور 1390

  • مرداد 1390

  • تیر 1390

  • خرداد 1390

  • مهر 1389

  • شهریور 1389

  • مرداد 1389

  • همه آرشیوها

  • دو اتفاق دردآور

    نویسنده : رضا

    ()


    سلام
    امروز میخوام در مورد دو اتفاق دردآور بنویسم که هر کدومشون بزرگن.
    اول اینکه همون طور که میدونید دیروز شیخ بی سواد اومده بود قم و رفته بود خونه صانعی و قرار بود با سید حسن مصطفوی هم دیدار کنه. مردم و طلاب از بدو ورودش به قم اعتراض رو شروع کردن و بعد دور خونه صانعی رو محاصره کردن. پلیس هم چندین بار سعی کرد کروبی رو خارج کنه که نتونست.
    مردم و طلاب از همون اول اعلام کردن که ما با پلیس هیچ درگیری نداریم و فقط مطالبات خودمون رو مطرح میکنیم و پلیس هم در حال انجام وظیفه خودش هست.
    از اتفاقات ریز و درشت این وسط بگذریم خلاصه پلیس در ساعت 4 بامداد یعنی با گذشت بیش از 14 ساعت بالاخره کار خودش رو کرد و مردم بیچاره رو تا تونست زد و کروبی رو فراری داد.
    سوال از نیروی انتظامی اینجا ست که اون موقع که شما باید میزدید و جلوی معترضین رو میگرفتید - منظور فتنه پارسال - هیچ کاری نکردید و فقط وایسادید و کتک خوردید - هنوز عکساش و فیلماش تو اینترنت پره - اینجا که یه عده عاشق نظام و رهبری و امام و انقلاب جمع شدن تا به وظیفه خودشون که امام راحل و مقام معظم رهبری بارها بر اون تاکید کردن عمل کنن شیر میشید و مردم بیچاره رو کتک میزنید.
    آخه اگر قرار بود که این مردم هم مثل فتنه گران پارسال با پلیس درگیر بشن که دیروز پلیس تو قم باید چندتا کشته میداد. - کسانی که بودند و دیدن مردم چطور ماشین ضد گلوله کروبی رو له کردن می فهمن چی میگم -
    اینه جواب مردم؟
    اینه خسته نباشید پلیس به مردم؟
    یعنی نمیشد با زبون خوش مردم رو متفرق کرد؟
    اینه جواب کسانی که در دفاع از امام و انقلاب و رهبری و نظام وایسادن؟
    این طوریه؟
    این رفتار پلیس فقط یه چیز رو تداعی میکنه اونم این که پلیس فقط برای سرکوب مردم بیچاره مفیده و الا اون موقع که باید فتنه گران رو سرکوب میکرد هیچ کاری نکرد.
    خلاصه این یک درد بزرگه. اگه این اتفاق برای جلبکها و مخالفای نظام افتاده بود الان همه جا پر بود از فیلم و عکس و فحش و ناسزا.
    بازم پلیس بره خدا رو شکر کنه که این بچه بسیجی ها این قدر غیرت دارن که عرض و آّبروی شما رو نبرن.
    و مطمئنم پلیس بالاخره ضربه این کارش رو میخوره.

    و اما اتفاق دوم
    دیشب دکتر احمدی نژاد از تلویزیون مصاحبه مستقیم با مردم داشتن. مصاحبه ای که دل هر مسلمان و عاشق نظام و اسلام و حتی عاشق خود احمدی نژاد رو هم به درد آورد.
    من خودم از طرفداران سر سخت دکتر احمدی نژاد هستم ولی توقع نداشتم ایشون این طور صحبت کنن.
    آخه یعنی چی به اینکه با مظاهر فساد در کشور برخورد میشه گیر میدی؟
    طبق حرف دکتر احمدی نژاد که هیچ کس حق دخالت در کار قاضی رو نداره و اینکه معنی نداره ماشین مزاحمین به نوامیس مردم رو توقیف میکنن و یا کسانی که بی حجاب و بد حجابن رو باهاشون برخورد میکنن و باید کار فرهنگی کرد
    پس دیگه هیچ وقت نباید با هیچ یک از مظاهر فساد در جامعه برخورد کرد. پس خیلی بیخود میکنید با کسی که علنا تو خیابون شراب میخوره یا زنا میکنه یا ... برخورد میشه.
    خوب طبق این حرف باید مردم آزاد باشن و ما باید کار فرهنگی کنیم تا این مشکلات تو جامعه پیش نیاد نه اینکه برخورد کنیم.
    آخه برادر من این حرفا چیه میزنی؟ با این حرفا جز اینکه طرفدارانت رو از خودت رونده میکنی و دل مردم متدین رو به درد میاری چه سودی داره؟
    آخه از سرنوشت خاتمی درس عبرت بگیر مگه اونم همین حرفا رو نمیزد؟
    بابا غلطه این حرفات.
    اون یه قسمت که در مورد گشت نسبت گفته بودی رو قبول دارم و ما از نظر شرع حق نداریم به کسانی که دارن کار خودشون رو میکنن و متظاهر به فسق و فجور نیستن گیر بدیم و بلکه موظفیم حمل بر صحت کنیم و اگه دیدیدم مردی و زنی با هم تو خیابون رد میشن بگیم یا زنش یا مادرشه یا خواهرشه بالاخره محرمشه ولی بقیه حرفات رو چه کار کنیم.
    درسته ما طرفدار شما هستیم ولی این طرفداری تا جایی هست که پاتو از دایره شرع و نظام و رهبری اون ور تر نذاری. به خدا قسم اگه یک قدم هم پات رو از دایره شرع بیرون بذاری من خودم میشم از اولین کسانی که بر ضدت مطلب مینویسن و باهات مقابله میکنن.
    این مطلب این قدر درد آور بود که صد برابر برخورد پلیس با مردم برای من سخت تر بود.


    مرتبط با موضوع :   متن صحبتهای احمدی نژاد |

    کلمات کلیدی : کروبی , قم , پلیس , صانعی , احمدی نژاد , حجاب , مظاهر فساد ,
     

    دوشنبه 24 خرداد 1389-01:54 ب.ظ

     


    مطالب گذشته
  • ریخت و پاش بیت المال به بهانه تقدیر از مدال آوران المپیک

  • خبرگزاری فارس و ترویج سکولاریسم

  • می رسد ...

  • دل تنگم / فاضل نظری

  • دو شعر برای خواهرم مریم

  • در آیینه اشک .: فریدون مشیری :.

  • راهی نو

  • احمدی نژاد و انکار تقسیم بندی شیعه و سنی

  • جنگ فرهنگی

  • بستنی روکش طلا!

  • عید فطر مبارک

  • از جشن آب بازی تا ویژه نامه خاتون

  • فرهنگ!!!

  • به بهانه برنامه های این روزهای سیما

  • دلمان برای "احمدی‏ نژاد سوم تیر " تنگ شده است


  • لیست آخرین پستها




    پروفایل مدیر
    رضا


    اطلاعات
    آمار مطالب
    کل مطالب :
    کل نویسندگان :
    آمار بازدید
    بازدید امروز :
    باردید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :
    بازدید کلی :

    بروزرسانی


    نویسندگان

      رضا


    پیوندهای روزانه
    بچه های قلم

    همه پیوندهای روزانه

    ارسال پیوند روزانه


    لینک دوستان

    قالب مذهبی وبلاگ

    صالحون

    بلاغ المبین
    روایتگران نور

    همه پیوندها


    برچسب ها

    وهابیت مراجع سید حسن مصطفوی جریان های فکری بلاگفا حجاب دانشگاه آزاد عربستان جریان های فکری جهان اسلام آزادی بیان


    سازنده قالب

     

    POWERED BY SALEHON.IR

    تمامی حقوق مطالب و محتوا برای وبلاگ غم هایی برای گفتن - دو اتفاق دردآور محفوظ میباشد ||ساخت قالب salehon.ir